طلوع دوباره مهر بر پويندگان علم و معرفت ،فرهنگيان تلاشگر و اولياء محترم گرامي باد. به اميد آنکه در سايه الطاف الهي و در راه نيل به اهداف پرورشي و آموزشي همراه با هم گامهاي شايسته اي برداريم.
اسامي دانش آموزاني که در رشته هاي مختلف رتبه دريافت کرده اند:
شنا
النازسادات ميرسلطاني پايه اول رتبه اول منطقه
شنا رشته کرال سينه و پشت
سارا عطائي پايه اول رتبه اول منطقه 6
رشته قورباغه
سارا عطائي پايه اول رتبه دوم منطقه6
مسابقات شناي آذر مهر پارس
سارا عطائي پايه اول مقام سوم تهران
ژيمناستيک
مارال مظلومي پايه چهارم رتبه اول منطقه
آمادگي جسماني
کيانا همتي پايه پنجم رتبه اول منطقه
دوچرخه سواري
فاطمه کمالي پايه چهارم رتبه چهارم منطقه
بيتا شکري پايه چهارم رتبه چهارم منطقه
دو سرعت
فاطمه نوبراني پايه چهارم رتبه دوم و سوم منطقه
اسکيت
مارال مظلومي پايه چهارم رتبه اول و دوم منطقه
فروغ ضروري پايه چهارم رتبه اول و دوم منطقه
مليکا سليماني پايه پنجم رتبه اول و دوم منطقه
سارا جوکار نوبندگاني پايه چهارم رتبه اول و دوم منطقه
دانش آموزان ذيل در نقد و بررسي کتاب شاهزاده بابل لوح تقدير دريافت کرده اند.
فاطمه شوشتري زاده پايه چهارم
امينه فتاحي پايه پنجم
نگار نياستي پايه پنجم
ساحل محزون پايه پنجم
هدي کريمي پايه پنجم
مليکا سليماني پايه پنجم
ندا نجاتي پايه پنجم
هدي کريمي رتبه برتر منطقه 6 در نقد و بررسي کتاب شاهزاده بابل
زهرا شکيبا فر رتبه اول انشاء، نماز در مسابقه منطقه اي
زهرا شکيبا فر رتبه سوم احکام منطقه 6 تهران
سيده مانياسيدمحمدي مقام اول در رشته کونگ فو فايتينگ
به منظور آَشنايي دانش آموزان با فرهنگ اذان و اقامه و معني جملاتي كه در اذان بيان مي شود، ظهر امروز همايش اذان در بين دانش آموزان تمام پايه ها در حياط مدرسه برگزار گرديد.
در اين مراسم دانش آموزان با در دست گرفتن پلاكاردها اذان گويان از كلاسها خارج شده و به سمت حياط مدرسه حركت كردند و پس از جمع شدن عزيزان، طي اين برنامه پس از سخنراني يكي از همكاران فلسفه و معني اذان توسط دانش آموزان بيان شد. سپس صداي دل نشين اذان بچه ها و معلمين به صورت دسته جمعي به گوش رسيد.
در مصاحبه مديريت مدرسه شهداي رسانه با مجله هرهفته يک مدرسه عنوان شد :
مدرسه شهداي رسانه بر اساس سند تحول بنيادين داراي يک نقشه راه است
چهارمين كارگاه ارتقاء مهارتهاي تلفيقي- پژوهشي با حضور كليه همكاران در تاريخ 12/10/90 در دفتر مدرسه برگزار گرديد. در ادامه كارگاههاي فعال سازي طرح هوشمند مدرسه با رويكرد تلفيقي – پژوهشي، در اين جلسه استاد حوريزاد مراحل درس پژوهشي و فرآيند آن را در بستر مديريت مدارس مورد بحث و بررسي قرار دادند.
با توجه به عنايات رياست محترم جمهوري و تاكيدات مقام عالي وزارت ، ضروري است مديران محترم با روش هاي مناسب در موردثبت نام همكاران فرهنگي و دانش آموزان در طرح ملي حفظ قرآن كريم به سايت http://quran.medu.ir مراجعه نموده اقدامات لازم را مبذول فرمايند.
جلسه کارگاه خلاقيت اولياء دانش آموزان پايه چهارم در تاريخ 6/10/90 با محوريت کار گروهي و معرفي هوشهاي چندگانه و ارتباط آن با ترغيب خلاقيت کودکان به مدت 2 ساعت در سالن آمفي تاتر با تسهيل گري خانم دکتر اسدي برگزار شد. در اين کارگاه اولياء بسيار پرشور و فعال همکاري نمودند.
در فصل اموزش فرصت هاي تازه اي براي مطالعه و تفکر مهيا مي شود و همزمان با گشايش اوقات فراغت، در دستان پرنشاط و پرانرژي جوانان کتاب و نشريه جاي تازه اي باز مي کند . به قول آدريل جانسون، مطالعه خواه مفيد و خواه مضر يکي از موضوعات بسيار وسيع براي فعاليت است . درس هايي که مي توان از آن آموخت هيچ گاه پايان نمي پذيرد و به عبارتي هميشه مي توان چيزي راجع به آن گفت ..
مطالعه و کتابخواني کاري بسيار حساس و مهم است . جانسون در کتاب «هنر کتاب خواندن » مي گويد: «کتب مي توانند در شمار دوستان ما در آيند . ما مي توانيم به جست و جوي آن ها برويم تا ما را به خودمان بشناسانند . اما اين توانايي را نيز دارند که در ما تاثير کنند و درهاي زندگي را به روي ما بگشايند يا ببندند . مي توانند ما را در پناه خود گيرند يا از ميان بردارند . از ما پشتيباني کنند يا منکوبمان سازند . کتاب ها چون زبانند که بهترين و در عين حال بدترين چيزها است » .
راز دوستي در صدر قرار دادن عشق خداوند است. راز دوستي در قسمت کردن شاديها با ديگران است. راز دوستي در دوست داشتن بيقيد و شرط ديگران است. راز دوستي در توقع نداشتن از ديگري است نسبت به ديگران آزاده رفتار کن.
راز دوستي در قسمت کردن شاديها با ديگران است.
راز دوستي در دوست داشتن بيقيد و شرط ديگران است.
راز دوستي در توقع نداشتن از ديگري است نسبت به ديگران آزاده رفتار کن.
دوستي چيست ؟
اگر اندکي به رفتارها ، عادات و خواسته هاي خود در زندگي دقت کنيد متوجه خواهيد شد که شما آگاهانه و يا ناخودآگاه به دنبال دوست هستيد . اما آيا تاکنون فکر کرده ايد که دوستي .......... و دوست حقيقي کدام است . از آنجا که مي دانيم انسان يک موجود اجتماعي است در جامعه زندگي مي کند طبعا به دنبال يافتن ياران و دوستان و همراهاني براي خود است . اين انتخاب در بين افراد و جوامع مختلف متفاوت است و با انگيزه ها و احساسات متفاوت عقلاني – عاطفي و غيره از آن به وجود مي آيد .
قصه دوستي در مدرسه ما ادامه دارد ...
كودكان امروز، لازم است بزرگسالاني خلاق و مبتكر باشند، زيرا جهان به سرعت در حال تغيير و دگرگوني است و آنان نياز دارند براي رويارويي با مشكلات و فائق آمدن بر آنها خلاقانه فكر و عمل كردن را بياموزند. بيشتر بزرگسالان هيچگاه فكر نميكنند كه چگونه ميتوانند خلاق و مبتكر شوند، زيرا نه يك رشته هنري خاص را كه منجر به شكوفا شدن استعدادهاي آنها شود، دنبال ميكنند و نه سعي دارند ميان دانستهها و پديدههاي محيطيشان ارتباطي جديد برقرار كنند. در صورتي كه خلاقيت، ابتكار و نوآوري مرحلهاي از رشد عقلي است كه ميتواند منجر به ساخت و ايجاد موقعيتي براي راحتتر زيستن شود. همه ما از حاصل فكر افراد خلاقي كه در گذشته به نحوي از قدرت تخيل، تفكر و برقراري روابط ميان آنها استفاده كردهاند، بهره ميبريم. آنها آنچه را كه نبوده، ولي قابليت بودن را داشته است، ساختهاند.
دانش آموزان چگونه به درس و مدرسه علاقه مند مي شوند؟
تا زماني که به چيزي احساس نياز نشود فرد براي رسيدن به آن تلاش نمي کند. اگر فردي نتواند در زندگي چيزهاي مهم را تشخيص دهد و آنها را نشناسد، نبايد اميد زيادي به بهبود زندگي و رفاه او داشته باشيم. اگر فرد نداند چه چيزي برايش اهميت دارد و چه بايد انجام دهد، به هدف هاي خود نخواهد رسيد. بايد کوشيد تا چيزهايي را که دانش آموز در زندگي به آنها علاقه دارد شناسايي کرد.عده اي از روانشناسان رفتار انسان را متأثر از احساسات او مي انگارند. يعني احساسات انسان ايجاد کننده رفتار او است. به عبارت ديگر احساسات، طرز فکرها، اعتقادات و ادراکات انسان به وجود آورنده رفتارند. از نظر تربيتي نيز اين عقيده بسيار اهميت دارد. اگر دانش آموزي احساس کند که معلمش او را دوست دارد، رفتارش نسبت به آن معلم دوستانه خواهد بود و به درس آن معلم نيز علاقه مند خواهد شد. در مقابل اگر احساس کند که معلم او را دوست ندارد، احتمالاً نسبت به درس آن معلم نيز علاقه اي نخواهد داشت. بنابراين بايد کوشيد تا چيزهايي را که دانش آموز در زندگي به آنها علاقه دارد شناسايي نمود و کار کردن با دانش آموز را از چيزهاي دوست داشتني آغاز کرد.
ويژگي هاي برجسته ي علي(ع) علي(ع) فرزند ابوطالب و نوه ي عبدالمطلب است. هاشم جد او به شمار مي رود. سيزده سال قبل از بعثت، در عرصه ي عالم خاکي ظهور کرد. کنيه ي او ابوالحسن و حيدر لقب اوست. علي(ع) از دوران کودکي پرورش يافته ي پيامبر بود و معرفت و حکمت و اخلاق را از او آموخت. براي شناخت بيش تر امام علي(ع) به بيان برخي ويژگي هاي برجسته ي آن حضرت مي پردازيم:
1. ايمان اميرالمؤمنين اولين کسي است که رسول خدا را تصديق کرد و به او ايمان آورد و به نماز او اقتدا کرد.[1] حضرت جاي گاه خود و ياران پيامبر را چنين توصيف مي کند: «ما پيوسته و پي گير در کنار رسول خدا(ص) با پدران و فرزندان و برادران و عموهاي مان مي جنگيديم. و اين امر جز افزودن بر ايمان مان و پذيرش و فرمان برداري بيش تر حق، پي آمدي نداشت.»[2]
2. موقعيت سنجي با اين که، امت پيامبر، پس از وفات آن حضرت، در امر خلافت، گرفتار اختلاف شدند و امانتي که پيامبر به دست علي(ع) سپرد، توسط افراد کينه توز غصب شد، ولي علي(ع) با موقعيت شناسي، صبر را بر تقابل ترجيح داد. و با سکوت، در مقابل فتنه و آشوب ايستاد تا اين که، دين رسول الله بماند. حضرت در نامه اي به مردم مصر، جريان سقيفه را توضيح مي دهد: «مردم را ديدم پيرامون ديگري گرد آمده اند و با او بيعت مي کنند. دست از هرکاري برداشتم و بيعت نکردم تا آن گاه که ديدم بازگشتگان از اسلام بازگرديده، به نابودي دين محمد(ص) فرا مي خوانند؛ لذا ترسيدم که اگر به ياري اسلام و مسلمانان برنخيزم، در ساختمان آن شکستگي و رخنه اي ببينم، يا آن را سراسر ويران بيابم که مصيبت چنين پيش آمدي بر من، بسي گران تر است تا از دست رفتن سرپرستي شما که بي گمان بهره ي روزهايي اندک است.»[3]
3. آگاه ساختن مردم و آشنا کردن آن ها به حقوق اجتماعي «آن گونه سخناني که با گردن کشان خودکامه مي گويند، با من نگوييد و چنان که در نزد خودخواهان تندخو محافظه کاري مي کنند، با من محافظه کاري نکنيد. و با ظاهر سازي معاشرت نداشته باشيد و درباره ي من گمان نبريد که اگر سخن حقي به من گفته شد، آن را سنگين احساس کنم، و نه اين که بپنداريد که من خواستار بزرگ داشت خود از سوي شما هستم»[4]
4. خلوت گري عشق علي(ع) اميرالمؤمنين(ع) با همه ي عظمت و بزرگي، به درگاه خدا رو مي آورد و با او خلوت و زمزمه مي کرد. و چنين با خدا مي گفت: «خدايا، گناهي را از من بيامرز که تو از من بدان داناتري. پس اگر بازگشتم، تو هم با آمرزش بر من بازگرد. خدايا، گناهي را از من بيامرز که از درونم وعده کردم و بدان وفا کردني در نزد من برايش نيافته اي. خدايا، گناهي را از من بيامرز که به زبانم خواسته ام به سوي تو تقرّب بجويم، سپس قلبم با آن مخالفت کرده است. خدايا به گوشه ي چشم اشاره کردن ها و سخنان بيهوده گفتن ها و خواسته هاي نارواي دل و لغزش هاي زبان را از من بيامرز.»[5]
5. هدايت ساختن مخالفان خوارج و اهل نهروان از معاندان و مخالفان جدي حضرت علي(ع) بودند که با روش هاي گوناگون با آن حضرت مخالفت مي نمودند؛ ولي امام علي(ع) در تعليم و هدايت و آگاه سازي آن ها کوتاهي نکرد و در نامه ها و خطبه هايش، آن ها را به انحرافاتشان گوشزد نمود.[6]
6. تدريس و آموزش اخلاق اسلامي علي(ع) مانند ساير زما م داران نبود که تنها به حکومت داري خويش بينديشد و از هدايت گري که مهم ترين وظيفه ي امامان است، غفلت نمايد. به همين دليل، نهج البلاغه، سرشار از ره نمودهاي اخلاق نظري و عملي است. بيانات اخلاقي امام به جهان بيني و فرجام شناسي آن حضرت وابستگي معناداري دارد.
غيبت نمودن مردم، مراء، لجاجت، خصومت، خشم، حسد، خودپسندي، حرص، کبر، آزمندي، دنياپرستي، تنگ چشمي نمونه هايي از اخلاق ناپسند است که امام بدان پرداخته است.[7] خوش خويي، در اختيار بودن زبان، اقدام کردن به کارهاي پسنديده، صبر و پايداري، راستي در گفتار، فروتني، دانش و بردباري نمونه هايي از درس هاي اخلاق پسنديده ي امام علي(ع) است.[8] /[9]
7. تبيين فلسفي و عقلي حقايق امام علي(ع) در بيان حقايق الهي تنها به ذکر چند توصيه ي اخلاقي اکتفا نمي کرد؛ بلکه با روش عقلي و استدلالي به توصيف آن ها مي پرداخت.[10] براي نمونه، در جهت اثبات وحدت ذاتي و تجزيه ناپذيري حق تعالي مي فرمايد: «هر آن که خدا را توصيف کند و صفاتش را زايد بر ذات بداند او را دو چيز انگاشته، و هرکس او را دو چيز مي ا نگارد براي او جزء قائل شده و قائل به جزء، خدا را درست نشناخته است. و کسي که خدا را درست نشناسد به سوي او اشاره مي کند، و کسي که به او اشاره کند او را در مکاني محدود دانسته است، و هر که او را محدود بداند او را شمرده و خدا منزه از اين نسبت ها است.[11]» خوانندگان گرامي توجه دارند که اسلوبي که امام علي(ع) در مسائل توحيدي بيان مي کند، کاملاً عقلي و استدلالي است. شکي نيست که اين بيانات از آن علي(ع) است و با سند معتبر تاريخي و نيز يک نواختي سياق اين مطلب مستدل مي گردد.